خرید بک لینک
اگه فامیلیم «مِیدوست» بود اسم بچهم رو میذاشتم «آرش» و به همه میسپردم ارشمیدوس صداش کنند.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 5:08

ولی خدا رو شکر ما امروز سهممون رو از دنیا گرفتیم. نشان به آن نشان که پارک نهجالبلاغه.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 5:08

دربانی تصمیم میگیرد عینکش را تمیز کند. از قضا زنی زیبا به در نزدیک میشود. دربان با دستش عینک را تمیز کرده و با چشمش زن را میپاید تا در یک زمانبندی درست بتواند او را از نزدیک دید بزند. دربان هُل شده، عینک از دستش میافتد؛ زن تصمیمش عوض شده از راه دیگری میرود.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 5:08

چندوقت دیگه یه هندی مقیم کانادا با خودش میگه این ایرانیا چرا اینقدر سربههوا و مشوشاند. ببین کی گفتم.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 5:08

آنان از تنهایی خود شکوه دارند
اما منِ بدون تو، از نبودن بخشی از وجودش مینالد

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 5:08

some things happen back to back; like a light shows the way in darkness.
I think some of these lights blink in my way, now. So, if close your eyes, then you are a big idiot.
"open your eyes, say no to fears and doubts. go ahead and face with destiny", I say to myself from now until reach this goal.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 5:08

- خیلی مونده برسیم؟

- نمی دونم

- یعنی چی؟ اصلا معلومه داریم کجا میریم.

- [روی کیلومتر شمار را نشان می دهد] فعلا باید بریم پمپ بنزین.

- یعنی همین طوری راه افتادیم؟

- آره! [با لبخندی شیطانی] خیلی باحالم نه؟

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 5:08

"And as the night tus into day will the sun illuminate your way, Or will your nightmares come home to stay", Herr Herr Herr

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 5:08

توی شرایطی ام که حتی شنیدن یه آهنگ جدید هم برام ریسک محسوب میشه، ممکنه تمرکزم رو به هم بریزه یا مثلا دیدن اون چشم ها.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 5:08

صفحه بندی